ای شکوفه زیبا
فکر نمیکنم Li Wei را بشناسید. او یک هنرمند چینی ۳۷ ساله است که عکس های بسیار جالبی میگیرد. چقدر جالب؟ مثلآ به عکس زیر نگاه کنید.










بازم تقدیم به تو عزیزترینم
ای بهترین تویی همه وجود من
ای زیباترین تویی بهانه زندگی من
ای خوب ترین تویی آب حیات من
ای محبوب ترین تویی نجوای شبهای من
ای عزیزترین تویی مهربان ترین
تویی خون جاری در رگ های من
ای عاشق ترین تویی که دلم میخواد برات بمیرم
تقدیم به تو بهترینم












دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

عشق یعنی...!
عشق یعنی
مستی و دیوانگیعشق یعنی
با جهان بیگانگیعشق یعنی
شب نخفتن تا سحرعشق یعنی
سجده با چشمان ترعشق یعنی سر
به دار آویختنعشق یعنی
اشک حسرت ریختنعشق یعنی در
جهان رسوا شدنعشق یعنی س
ست و بی پروا شدنعشق یعنی
سوختن با ساختنعشق یعنی ز
ندگی را باختن**************
عشق یعنی...
!
عشق یعنی
انتظار و انتظارعشق یعنی ه
رچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده
بر در دوختنعشق یعنی
در فراغش سوختنعشق یعنی
لحظه های التهابعشق یعنی
لحظه های ناب نابعشق یعنی
با پرستو پر زدنعشق یعنی آ
ب بر آذر زدن**************
زندگی من؛ عشق من؛ من تورو خیلی دوست دارم؛ به چه زبونی بگم که ناراحت نشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


بارون
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که توی بارون رسیدی
امید منی تو شب نا امیدی

بیا که با هم دنیایی بسازیم عاشق بشیمو به عشقمون بنازیم
مجنون من باش لیلی تو باشم بیا که ماشیمُ بیا تا تنها نباشیم
بیا ببندیم کوله بار سفر بریم از اینجا دوتایی بی خبر
بیا بریم به سوی ایندمون گذشته هارو بزاریم پشت سر
جایی بریم که دلخوری نباشه دلا تو سینه اهنی نباشه
جایی بریم که مردمش عاشقن مهر و وفا فروختنی نباشه

منتظر ديدار تو هستم،
سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، 
من در پى اين حادثه غمخوار تو هستم،
هر چند که دور از مني و من ز تو دورم،
بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم... 

منتظرتم زود بیا واسه همیشه پیشم

دیگر بسه ، دیگه کمتر گله کن![]()
من و تو مال همیم فقط کمی حوصله![]()

بیا تو گوشت بگم چقدر دوست دارم



عشقمی




با من چه کردی
که این گونه در اضطراب با تــــــو بودن پلک بر هم می زنم
یادت هست روزی را که قرار گذاشتیم دچارت نشوم
چه شد نمی دانم
جسارت دستان من بود یا مهربانی دستان تــــــو
نمی دانم ! هر چه هست دوستش دارم
تقصیر من نبود که که قرار را گذاشتم
بر بیقراری
شاید تقصیر « چشمهای تــــــو »
که دلم را به لرزه در آورد
یا شاید هم تقصیر گونه های مهربانت با همان لبخند همیشگی
تقصیر هر کدام باشد محکوم نیستند
فقط و فقط بیشتر دوستشان دارم
هیچکس از جنس ما نبود ، اینچنین که هستم
نمی گویم صمیمی، نمی گویم پاک ، نمی گویم خوب
ولی به خدا قسم ، قسم به نان و نمک، به چشمهای قشنگِ تو
اندازهء هر چه دل ِ تنهایی ات بخواهد

آغوشم را باز کرده ام و منتظر
منتظر که
نمی دانم، عشق... خدا... یا مرگ؟؟؟
عشق اشکانم را جاری می سازد و قلبم را مملو از دردی قریب
با مرگ آشنایم اما بیم سختی راه و کمی توشه دودلم کرده است
خدا را می خواهم،
با دیده ای گریان و با دلتنگی صدایش می زنم
در آغوشش می گیرم،
با دستانش صورتم را نوازش و اشکهایم را پاک می کند
به او می گویم دستش را روی قلبم بگذارد تا کمی آرام شود
آآآآه... بغض سنگینم
در آغوشش می ترکد . نفس عمیقی می کشم
می بوسمش و
و تمام...

















دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم
عشق تو باور من شد با تموم تا رو پودم
هر کی اومد سر راهم چشما مو بستم ندیدم
دست تو تو دست من بود تو رو با دلم خریدم
برای نفس کشیدن عشق تو طنین من بود
بودن تا پیش چشمام خواب و رویای شبم بود
من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم
ندونستم تو دروغی وای چه تلخ سرنوشتم
من بدون تو میمردم اما تو تنها نبودی
من واست بازیچه بودم عشق رویا هام نبودی
هنوزم سخت عزیزم باور بد بودن تو
بازی رو دیگه تموم کن دیگه بسته موندن تو
فکرشم واسم عذاب که دلت پر از فریب
هنوزم باور ندارم که شدی واسم غریبه
گر چه تو واسم عزیزی نمی بخشم عشق همراهت
تا ابد باید بمونی آره تو آتیش اون گناهت
عشقمو بازیچه کردی خدا برسه به دادت 






